نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
آبادان روزي روزگاري

   شروع دوباره یا خاتمه ای دوباره؟   

سلام
باز هم اینجا چیزی نوشتم. فکر کنم بعد از بیش از 1 سال! هنوز هم نمیدونم که این رسما آخرین نوشته این وبلاگه یا شروعی دوباره؟ اما هرچی باشه شروع دوباره جایی بغیر از اینجاست.
شاد و سلامت باشید و تا درودی دیگر بدرود
لینک
چهارشنبه، 3 خرداد، 1385 -

   ماجراهای لولو و قبله!   

آقای لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی در آخرين مصاحبه يک جمله گفت به اين مضمون: «با نشان دادن « لولو» ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند»

حالا جالبه که ببينيم اين جمله  که يک کلمه خاص ايرانی «لولو» و يک استعاره «رو به قبله شدن» رو در وجودش داره در زبانهای ديگه چطور ترجمه شده:
ترجمه نیوزویک: علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند.
ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس: علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند.
ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته: علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است.

(راست و دروغش پای ابراهيم نبوي!)

برای من که جالب بود. اميدوارم که برای شما هم جالب باشه!

لینک
جمعه، 1 مهر، 1384 -

   هزار و یک شب   

درود

۱- ماجرای صنعت نفت ما هم دست کمی از ماجراهای هزار و یک شب نداره. ماجرایی که از تخلفات تیم راه آهن در بازیهای سال قبل شروع شد و الآن هم که لیگ سال بعد شروع شده،  بعد از شکایت به نهادهای مختلف هنوز ادامه داره. فدراسیون که اعلام کرده بود رای دیوان عدالت اداری رو قبول میکنه هم متاسفانه امروز اعلام کرد که به رای صادر شده دیوان اعتراض داره. ظاهرا فقط اگر رای به نفع فدراسیون باشه قابل قبوله! تازه راه آهن هم اعلام کرده حالا که اینطوره ما هم به فیفا شکایت میکنیم! خدا آخر و عاقبت همه ما رو به خیر کنه. راستش دلم نمیخواست ماجرای صنعت به اینجا کشیده بشه. من طرفدار یک صنعت برزیلی قدرتمندم نه تیم ضعیف پارسال، اما حالا که کار به اینجا رسیده هم دیگه نمیشه کاریش کرد. به هرحال ما که نباید کم بیاریم! درست نمیگوم کا!؟

۲- فیدوس هم بالاخره دفتردار شد. خیلی وقته که اینجا نیومدم و دلیل اصلیش هم پیدا کردن مکانی برای فیدوس و انجام کارهاش و آماده کردنش بود. فعلا نمایندگی شرکت فراسو رو هم گرفتیم که شاید حداقل هزینه جامون تامین بشه و با صحبتهایی که با شرکا انجام دادم 10% از سود فروشگاه به مجله فیدوس میرسه. البته تا حالا که همش ضرر بوده! پس بشتابید و فروشگاه رو به دوستاتون معرفی کنید تا دفتر فیدوس تعطیل نشه.

 آدرس: آبادان- انتهای بازار جمهوری (جایی که دنیا تموم میشه!)

۳- این مورد باز هم به فیدوس برمیگرده. فیدوس مدتهاست که بروز نشده. دلیلش نبود مطلب نیست اما از شما چه پنهون که دلیلش بی کیفیتی مطالبه. دوست ندارم که فیدوس ما بی کیفیت منتشر بشه. دلیل دیگرش هم اینه که متاسفانه بعضی از دوستان هُلی شدن! یعنی تا بهشون فشار نیاری مطلب نمینویسند. و مورد دیگه هم اینکه دلم میخواد کل مطالب رنگ و بویی محلی داشته باشه. و به امید خدا سعی میکنیم که از این به بعد بیشتر به این سمت که هدف اولیه فیدوس بریم. با داشتن دفتر حالا بهتر میتونیم نویسنده و همکار جذب کنیم. آهای همکاران قدیمی بشتابید تا بقیه جای شما رو نگرفتن!

۴- آبادانیهای ساکن آبادان تا حالا دقت کردن که چقدر شهر در زمینه مسائل فرهنگی قویه؟ دلیلش فکر میکنید چیه؟ داشتن اداره ارشاد قوی؟ میراث فرهنگی قوی؟ حوزه هنری قوی؟ .... قوی؟ یا تمام موارد؟ آره درسته گزینه همه موارد درسته. و دقیقا بعلت کار نکردن تمام بخشهای فرهنگی ماست که چنین از آخر صف در این زمینه اولیم! مدارس تاریخی ما یکی یکی داره توس اداره به اصطلاح آموزش و پرورش تخریب میشه. جاهای تاریخی ما بدون شناسانده شدنش به حتی خود مردم آبادان داره از بین میره. مثلا سینما هندی که شرط میبندم 99% شما اون رو ندیدین طبق آخرین اطلاعات توسط پتروشیمی تخریب شده و به خاطره ها رفته. بازسازی مسجد رانگونیها نیمه کاره رها شده. موزه کامل نشده. قبرستان انگلیسیها شده شیره کش خونه. آره آبادان احتیاج به یک رفرمیسم کامل در زمینه فرهنگش داره و البته این خود مائیم که باید هرچند اندک به رشدش و تغییر عادت مسوولینش کوشا باشیم. حالا چقدر موفق بشیم خدا عالمه. امیدوارم که بالخره یک مسوول واقعا فرهنگی هم برای این شهر انتخاب بشه.

.

.

.

.

.

۱۰۰۰- فیلم دایره جعفر پناهی رو دیدین؟ برای کسانی که ندیدن عرض کنم که این فیلم درباره مشکلات زنان در جامعه ایرانه. فیلم از ماجرای تولد یک نوزاد دختر شروع میشه و داستان به طرز جالبی ما رو از مشکلی به بغل مشکل گروه دیگری از زنان و دختران پرتاب میکنه و آخرش بصورت ... تموم میشه (عمدا نگفتم که هر کس ندیده  بره و ببینه!) حالا چرا این ماجرا رو گفتم؟ چون به نظرم ما همه مشکلات و سختیها و چاره کار رو میدونیم اما به طرز عجیبی عادت داریم که دور خودمون بچرخیم و مشکلات رو به بقیه نشون بدیم و با دست دست کردن، فقط از بقیه انتظار داشته باشیم که مشکلاتمون رو حل کنن. به نظر شما اینطور نیست؟

۱۰۰۱- ماجرای صنعت نفت ما هم دست کمی از ماجراهای هزار و یک شب نداره. ماجرایی که ...

لینک
شنبه، 26 شهریور، 1384 -

   سلام خاتمی   

هرکه ما را ياد کرد، ايزد مر او را يار باد

هرکه ما را خوار کرد، از عمر برخوردار باد

هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی

هر گلی کز باغ وصلش بشکفد بی خار باد

لینک
سه‌شنبه، 11 امرداد، 1384 -

   اهواز یا احواز؟ تاریخ سخن میگوید:   

شهر اهواز مرکز استان خوزستان مدتی است که از سوی گروهی «احواز» یا «الاحواز» نامیده شده و آن گروهها مدعی مرکزیت این بخش از سرزمین عربستان ایران هستند. گذشته از بحثهای مربوط به بی اساسی این مدعا، در این نوشته به بررسی ریشه های نام اهواز می پردازیم.

 1- احواز و ریشه معنایی آن:

برای این کلمه دو تعریف گفته شده، یکی اینکه این کلمه جمع "حاز" به معنای بدست آوردن است و دیگری اینکه این کلمه جمع "حوز" است. حوز در دایره المعارف المنجد بدین صورت معنی شده است: «حوز یعنی جایی که دور منطقه سد یا آب بند باشد. و همچنین به اولین شبی که پس از مدتی طولانی شتر به آب برسد گویند.»

 

2- اهواز و ریشه های تاریخی این نام:

در دوره عیلامیان در نزدیکی اهواز کنونی، شهری به نام "اوکسین" بر پا بوده که با اهواز قدیم تطبیق می کرده است. بنابراین می توان گفت که نخستین بانیان شهر اهواز، عیلامیان بوده اند. این شهر بعد ها خراب شد و اشکانیان آن را دوباره ساختند. پس از آن باز ویران شد و اردشیر بابکان آن را از نو ساخت.

شهر اهواز قدیم، که اهواز امروزی به جای آن بنا شده است، در زمان ساسانیان، "هرمزاردشیر" و "هوجستان واجار" (خوزستان بازار )نامیده می شد.(   امام شوشتری، سید محمد علی، تاریخ جغرافیایی خوزستان، ص95 تا96 و نیز، افشار سیستانی، ایرج، خوزستان و تمدن دیرینه آن، ج1، ص 285) 

مقدسی میگوید: و اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان میباشند. ... اهواز انبار کالاها و فرآورده های خوزستان میباشد... بازرگانان و بیگانگان در این شهر سود بسیار میبرند. نام اهواز با کالاهای شکر و پارچه آن در همه جهان مشهور و به بزرگی معروف است و به همین جهت اعراب، این شهر را «سوق الاهواز» نامیده اند، یعنی بازار خوزستان. زندگانی برای بینوایان و فقرا در شهر اهواز از جهت خوراک و پوشاک بسیار آسان است. (امام، سید محمد کاظم، مهر، شماره 9، آذر 1344، ص542)

حمزه اصفهانی می نویسد: هرمز اردشیر نیز نام دو شهر است که اردشیر به هنگام تعیین حدود آنها، هر یک را به نامی مرکب از نام خود و خدای عز و جل (هرمز + اهورا مزدا) نامید و در یکی بازاریان و در دیگری بزرگان و اشراف را سکونت داد. شهر بازاریان نام دیگری هم گرفت، یعنی هوجستان واجار(که در نقشه هایی که در آن زمانها کشیده شده، معرب آن سوق الاهواز  ثبت شده است.)... به هنگام آمدن مسلمان، شهر بزرگان[در جنگ] به دست آنان ویران گردید. (اصفهانی، حمزه بن حسن، تاریخ پیامبران و شاهان، ص 116، و نیز   افشار سیستانی، همان کتاب، ص 285)

اهواز قدیم بوسیله نهر شاهگرد (شاه+گرد) به دو محله بزرگ تقسیم می شد: محله غربی که میان رودخانه و نهر واقع بود و به نام جزیره شهرت داشت و دیگری که محله شرقی که در پای کوه ساخته شده بود و... (امام شوشتری، سید محمد علی، همان کتاب، ص96 و نیز    افشار سیستانی، ایرج، همان کتاب، ج1، ص285)

آثار بدست آمده در ویرانه های پیرامون شهراهوازکنونی، به دوره ساسانیان تعلق دارند. برخی بانی شهر اهواز را اردشیر بابکان وعده ای بنای آن را به شاپور نسبت می دهند(212 تا 217 م.). (مشکوتی، نصرا...، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، ص116 و نیز افشار سیستانی، ایرج، همان کتاب، ج1،ص285 و 286)

این شهر در زمان حیات باستانی خود، چشمه دانشمندان بسیاری بوده است که دانشگاه باستانی جندی (گندی) شاپور نمادی از آن است.

در اهواز ،آثار باستانی مانند سد اهواز قدیم  یا سد شادروان که در بعضی مواقع آثاری از آن از زیر آب کارون نمایان می شود و گورستان های زرتشتیان یافت می شود. در کوهستانهای شرق اهواز دخمه هایی تراشیده اند که آرامگاه زرتشتیان اهواز در دوران پیش از اسلام بوده است. وضع موجود دخمه ها چنین می نماید که آنها ابتدا معبد بوده اند و بعدها مدفن مردگان شده اند. نظیر این دخمه ها در کوههای رامهرمز و شوشتر و.. دیده می شوند.(افشار سیستانی، ایرج، همان کتاب، ج1،ص287)   

اهواز تا اواخر سده 5 ه.ق. آباد بود و پس از ان رو به خرابی گذاشت و پس از اینکه خاندان برسق (امرای خوزستان) پایتخت خود را از اهواز به شوشتر انتقال دادند، شهر اهواز شهرت و اهمیت خود را از دست داد. بدان حد که تا یکی دو سده اخیر، جز نامش، چیزی در محل آن  وجود نداشت.

 در زمان ناصر الدین شاه قاجار  شهر جدید اهواز ساخته  شد که با مهاجران زیادی از دزفول(دژپل) و شوشتر، بهبهان و سایر شهر های استان به شهری بزرگ و مهم تبدیل شد. در آن زمان نام این شهر با نام شاه آن زمان "ناصریه" گذاشته شد که در زمان رضاشاه،  نام باستانی آن بدان برگردانده شد.

روزنامه تایمز لندن در شماره مورخ 11 ژوئیه 1889 م. خود به نقل از رئیس کمپانی کشتیهای بازرگانی فرات و دجله مینویسد: «جمعیت اهواز در سال 1889 م. (1268 ه.ش.) بیش از 200 نفر نبوده که آنها هم در خانه های حصیری و کپری زندگی می کرده اند.» (افشار سیستانی، ایرج،همان کتاب، ج2، ص 844)

پس از اجرای سیاست ساکن کردن عشایر، در زمان رضاخان، عشایر  لر، عرب و بختیاری زیادی در اهواز ساکن گردیدند. در زمان جنگ تحمیلی نیز تعداد زیادی از عشایر جنگزده عرب زبان، به ویژه از سوسنگرد، در این شهر اسکان یافتند.

«اقلیت های مذهبی و ملی از قبیل ارمنی، دزفولی، شوشتری، عرب و شیرازی در اهواز زندگی می کنند.»( سعدیان، عبدالحسین، سرزمین و مردم ایران،ص 483)

شهر اهواز به واسطه موقعیت صنعتی آن بخصوص در پیش از انقلاب، پذیرای اندک مهاجرانی از سراسر ایران بوده است، کرد ها، شیرازی ها، اصفهانی ها و... بوده است.

هم اکنون  زبان رایج در شهر اهواز، فارسی بدون لهجه می باشد و زبان های عربی میان عرب زبانها و لری و.. نیز رواج دارد.

 با این تفاصیل فکر میکنم بهتر بتوان در مورد صحبت ابتدایی این نوشته فکر کرد.

 

شاد و پیروز باشید.

لینک
یکشنبه، 19 تیر، 1384 -